روزا یکی یکی میگذرن بدون اینکه چیزی تغییر کنه

منم مشغول کارم هستم همچنان 

اما بیشتر از اون دیگه حوصله چیزیو ندارم 

حتی حوصله خودمو 

واسه همینم صب که میرم دفتر تا شب برنمیگردم 

اونجا هم تنهام و تنهایی رو دوس دارم 

حوصله خونه رو ندارم 

مهم نیس برام که آخرش قراره چی بشه 

فعلا فقط قدم قدم پیش میرم و زندگیمو میکنم 

هر چند این اسمش زندگی نیس 

ولی کاریه که باید انجام بشه 

میرم جلو 

تا ببینم که بعد از این چی پیش میاد 

امید همیشه هست 

به روزای بهتر 

:)

9 ماه تا آخر 1400